عمر من بی ثمر است
من همیشه تنها
جاده ها بی عبر است
شاید او هم تنهاست
اوست همراه دلم
همدم تنهایی
میروم من پیشش میروم همراهش
ای گل بی خارم
بی تو من تنهایم
آرزویم شادی است شادی او در عمر
من همراه غم تک و تنها بی کس
خواهم او را تنها با او باشم دائم
حتی در یک کلبه کلبه ای از چوبها
من و او هم تنها هیچ کس با ما نیست
من و او در کلبه هر دو در آغوش هم
لبهایمان بر هم هستیم عاشق هم
دست در دست هم
نیست دیگر هیچ غمی در دل ما
غم ها رفت از یاد نیست دیگر هیچ غمی در قلبم
قلبها خالی از غم
غم ها رفت از یاد
کیست در آغوش من
آری تو هستی در آغوش من
سفر...
ما را در سایت سفر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 70